* به سراغ من اگر می آیی نرم و آهسته بیا *
** تا شقایق هست زندگی باید کرد**
می خوام روند وبلاگ و تغییر بدم...دیگه این روند قدیمی شده و خودم هم دیگه دوسش ندارم....دیگه باید زندگی حرف زد...از بودن ها .....نه نبودن ها....از این به بعد یک خاطره هم جانشین پست می شه......
خاطره:
امروز که با فری از دانش بر می گشتیم....طبق معمول که حقوقمون رو نگرفته بودیم
....قرار بود وقتی که حقوق گرفتیم من عینک آفتابی دیگه ای بگیرم.![]()
...همون جوری که از کناره مغازه عینک فروشی رد می شدیم
.....من نا خوداگاه برگشتم به فری گفتم بریم با حسرت به عینکا نگاه کنیم![]()
![]()
.....فروشندهه یک دفعه برگشت به سمتمون![]()
.....که چی می گن اینا
....فکر کنم الان تو دلش گفته
...اخه بیچاره ها![]()
....خلاصه از نحوه برگشتن این یارو شوکه شده بودیم و خندمون گرفته بود![]()
....خلاصه گفتیم لعنت بر دهنی که بی موقع باز شود
....
سلام ...بابا شما که منو رو سفید کردین که....پس کو اون کامنتای قشنگتون.....با زبون بی زبونی می گین جمش کن...چشم....
چقدر فرصت داری برای جبران؟؟؟
اصلا راهی باقی گذاشتی که جبران کنی؟؟؟
چه باید کرد؟؟؟؟؟
فرصتی برای جبران
لبخند بر لبهای کمرنگ مرد نشست:«اکنون من و توایم و همان خنده و نگاه.حرف بزن.دلم واسه صدات تنگ شده.دو ساله نشنیدمش!»
قطره اشک از صورت زن روی بالش مرد چکید.مرد گفت:«میدونی سحر!؟می خواستم جبران کنم!اما دیگه دیره...میگن قلبم دیگه نمی خواد کار کنه، بی معرفت رفیق نیمه راه شده»
لبهای زن از فرط بغض لرزید.آرام سر بلند کرد.اشک پهنه صورتش را پر کرده بود.
-حمید!به خاطر من زنده بمون!می خوام همه چی رو از نو بسازم.بهم یه فرصت دیگه بده.»و آرام خواند:«ما گرچه در کنار هم نشسته ایم...بار دگر به چشم هم چشم بسته ایم...دوریم هر دو دور...»
پرستار سرم را از دست مرد خارج کرد:«متأسفم!تموم کرد...»
آسمان که نه زمین که معلوم نیست اما زیر زمین حتما از آن من است و من
به امید روزی زندم که در جایی بمانم که از آن خودم باشد فقط از آن
خودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جاودانگی رو تو یه جمله تعریف کن واسم
.....
این سئوالی که ذهنم و مشغول کرده
....
که چه جور میشه جاودانه شد![]()
..........
جاودانگی یعنی زندگی بی دغدغه![]()
...و رسیدن به همه آرمانهایی که داری![]()
...ولی بدون دردسر و تلاش کردن به هیچ کدوم از آرمان هامون دست پیدا نمی کنیم![]()
.....
اگر بخوای جاودانگی رو بکشی چه جوری می کشی و چه رنگش می کنی؟؟؟؟
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد
که گرم کند ولي نسوزاند .
