آفتاب نزده باید پاشم و مقدمات رفتن به زمین رو آماده کنم..هنوز خستگی و خواب آلودگی رو در بدنم احساس می کنم ..با خودم می گم که اشکال نداره جلسات اخره...با چراغ اولین تاکسی سوار می شم..راننده تاکسی هم که وقت گیر آورده و می خواد سر صحبت رو باز کنه با زدن یک تو دهنی از ادامه دادن حرفش باز می مونه..(آخه به تو چه من کدوم منطقه می شینم)
با پیوستن به فری راه رو ادامه می دیم..هوا سرد و مه آلوده و هیچ اثری از وسیله نقلیه نیست ..به زور یه تاکسی پیدا می کنیم و عازم دانشگاه می شیم ..در راه حوادث و اخباری که برامون اتفاق افتاده رو بازگو می کنیم..با یک اشاره از راننده تاکسی می خوام که به سمت درب نقلیه بره..ولی انگار که نه انگار من حرفی زده باشم..به راه خودش ادامه می ده![]()

نزدیک به دانش پیاده می شیم و با خواب آلودگی به سمت نقلیه می رسیم...ولی هیچ اثری از اتوبوس و بچه های عملیات نبود..
نزدیک تر که می شیم یه اتوبوس هست که تعدادی از بچه ها ایستادن اونجا...ولی آشنایی در بینشون نبود..مقصد رو که می پرسیم عازم جایی دیگه بودن...
به یکی از بچه ها زنگ می زنم و می پرسم کجایی؟؟با صدایی خواب آلود از اون طرف خط می گه که خونم
....می پرسم که مگر زمین نمی ریم؟؟گفت که تشکیل نمی شه
..با عصبانیت تمام از این که خوابمون حروم کرده بودیم بهش گفتم که پس چرا ما رو با خبر نکردین؟؟
گفت موبایلت در دسترس نبود![]()
......
از ۲۱۰ نفر آدم فقط ما ۲ نفر متوجه تشکیل نشدن زمین نشده بودیم![]()
.....
دنیا رو آب ببره ما رو خواب می بره....
توضیحات:
اشکال از مخابرات بود![]()
شده تا حالا جايي بري كه ندوني اونجا چه خبره و يا اصلا واسه چي داري ميري
اونجا مي كشه يه جايي كه دلت آروم مي شه اونجا مي تونه
يخ زدي دست هاتو زير بغلت ميذاريو روي پل راه ميري نمي دوني واسه چي اينجايي اونم بعد از 10
ساعت كلاس پشت سرهم كه واسه آدم نايي نميزاره ولي دلت پر كشيده كه بيايي اينجا.
هوا رو به تاريكيه و خيلي فضاي قشنگيه . واسه چند لحظه روي پل مي ايستم و به خودم فكر مي كنم
به اتفاقاتي كه واسم افتاده . انتهاي پل پارك جزيره است كه از روي پل ميشه ديدش.. دخترا و پسرايي رو
مي بينم كه دارن قليون مي كشن تو اين هوا خيلي حال ميده . هرچه از پل دورتر ميشم به ازدحام و زندگي شهري نزديك تر مي شم با خودم فكر مي كنم اي كاش پل هيچ وقت تموم نميشد....
* ماهی شده بود باورش
*تور اگه بندازن سرش
*میشه عروس ماهی ها
*شاماهی میشه همسرش
********************************
*ماهی باورش نشد
*تور اکه بندازن سرش
*نگاه گرم ماهیگیر
*میشه نگاه آخرش