
ودوتا خانوم متشخص با تیپ و ژست استادانه اونجا بودن
..از اونجایی که نا آشنا بودن ما هم استاد محترم رو تا حالا رویت نکرده بودیم گفتیم که احتمالا مهندسان گرام می باشند و از اونجایی که استادای دانشگاه آزاد جدیدا جوجه استاد شدن فرض رو بر این می گرفتیم که اشتباهی نشده
....
ولی هرچی که زمان می گذشت و تعداد بچه ها بیشتر می شد خبری از این که اونها درسی رو ارائه بدهند نبود تا یکی از بچه های فضول کلاس بهشون گفت که شما مهندس .... هستین؟؟؟![]()
گفت :مهندس ... کیه ؟؟؟![]()
یکی از آقایون که یه چهره متشخص و سنش هم از بقییه بیشتر بود رو نشون دادن گفتن که ما فکر می کردیم این استاد شماست ما منتظر بودیم تا ایشون صحبتی کنه ما خودمون دانشجوی ارشد هستیم و منتظر استادیم که بیاد و واسمون درس ارائه کنه...!!!!![]()
![]()
توضیحات:
خب بیا عاقبت بچه استادی همینه که تشخیص نمی دی کی استاده کی دانشجو!!!![]()
![]()
از قضا استاد هم که رویت شد یه استاد کوچولو بود که همه پسرای کلاس هی واسه این که طرف جا بزنه سئوالات علمی تخیلی ازش می پرسیدند![]()
![]()
![]()