تبليغاتX
-- HATE --
توی یه کلاس شلوغ استاد داره نطق می کنه

توی کلاس صندلی بغل من نشسته بود و در هر مکانی شروع به خل وضع بازی در میاورد ولی هرکی نگاش می کرد قبل از اینکه ادا و اطوار در بیاره و شروع به حرف زدن بکنه هرکی فکر می کرد این بابا کی هست حالا

مشغول حرف زدن با بغل دستیش بود و تیکه انداختن از راه دور به استاد این دفعه با در خودکارش شروع کرد به بازی و آلودگی صوتی ایجاد کردن توی جو کلاس

یکی از همکلاسی های پسر که صندلی جلو نشسته بود با یک حالت حاکمانه برگشت به سمتش و بهش گفت : میشه با موبایل من بازی کنید و انقدر صدای این خودکار و درنیارید!!!!!!!! 

 

با کمال پررویی موبایل رو مثه دیونه ها از دستش قاپید و شروع به ور رفتن موبایل کرد و هر دفعه یه چیزی به پسره می گفت .....میشه اس ام اساتونو بخونم؟؟میشه کلیپ رو ببینم؟؟؟

پسره بیچاره از درس رونده شده بود و همین جور که به موبایل ور می رفت خسته شد و گفت بیا این موبایلت و شروع کرد به کوبیدن پاهاش به صندلی این بیچاره و لجبازی و اذیت کردن اون

من و فری به جای اون داشتیم از خجالت آب می شدیم و می گفتیم واقعا شرم آوره

قیافه پسره بیچاره دیدنی بود و از بس داشت حرص می خورد و این دفعه برگشت و گفت اگه می خوای کیف پولیم رو هم بدم ببینیبا کمال پررویی گفت آره یالا کیفتو بده می خوام ببینمپسره پا شد و کیف رو در آورد و کوبید روی میزه دخترهاون هم شروع کرد به وارسی کردن کیف اون

کیف و داد بهش گفت بیا بگیر کلاس دیگه رو به تمومی بود و قبل از حضور غیاب استاد پسر پا شد و از کلاس بیرون رفتپسره بیچاره رو به ستوه آوردولی اون در حین حضور غیاب مشغول گاز زدن به ساندویچ شد

توضیحات:

واقعا چه ادمایی مردم آزار و بی شخصیتی پیدا میشه

آخه کلاس جای ساندویچ گاز زدنه؟؟؟نه بیچاره تقصیر خودش نیست تقصیر از جناب مخشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط نویسنده اصلی  | 

 

قبل از عید- یک کلاس کاملا شلوغ که همه از ترس استاد هر جلسه درس می پرسه تند و تند مشغول ورق زدن زدن جزوه حجیم ۳۰۰ صفحه ای بودند

با یک اراده کاملا راسخ که درس و نیمه مرور کرده بودم از همون دم دمای صبح ساز نرفتن به این کلاس رو می زدم

فری و بچه ها هم تحت تاثیر حرفهای من قرار گرفته بودن و دودل از این که از یک طرف درس و نخونده بودن و از طرف دیگه ترس از  استاد که با درس پرسیدن اونها رو کنف می کنه همگی از رفتن به سر کلاس منصرف شدیم

گفتم که این جلسه آخر و بی خیال شیم بعد از عید که اومدیم تو عید دیگه درسو خوندیم و با خیال راحت سر کلاس می شینیم ...

حالا که عید شده اصلا جزوه پیشم نیست یکی برده کپی کنه هنوز نیاوردهاگه بود هم نمی خوندم

من موندم و کلی کتاب و جزوه نخونده و پروژه های نا تموم

قبل از این که عید بشه کلی برنامه ریزی واسه درس و دید و بازدید می زاری ولی نمی دونم چرا وقتی لحظه موعود می شه همه برنامه ریزی هات بهم می ریزن

و فقط ترجیح می دی رو تخت دراز بکشی و چای بخوری و یه آهنگ گوش بدی و بعد بــــــــــــــــــــــــــــــ

خ

و

ا

ب

ی

توضیحات:

سال نو رو به همه دوستان تبریک می گم امیدوارم سال پر برکتی واستون باشه

تعطیلات یعنی فقط خواب

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط نویسنده اصلی  | 

 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.
JavaScript Codes