تبليغاتX
-- HATE --
 

آخه داداشی یه تکونی به خودت بده دیگه باید واست آستین بالا بزنیم...توی یک خیال دیگه واسه خودش سیر می کنه و گوشش بدهکار این حرفها نیست و این حرف فقط واسه گوینده سخن جدیه..

بهش می گم خب معیارت واسه زن گرفتن چیه؟؟یا دختری رو که انتخاب می خوای بکنی چه تیپ و شخصیتی باد داشته باشه؟؟

می گه تو بگو!!می گم بابا من چی بگم مگه من می خوام زن بگیرم که بگم معیارم چیه؟؟و چه خواسته هایی از زن آیندم دارم..

حالا بشین واسش تک تک معیار مثال بزن و بهش بگو !!

که در آخر بهت می گه خوب باشه و شیک باشه!!

یه روز که واسش کاندیدا رو لیست می کردیم رسیدیم به یکی از کاندیدا و اونم در لیست قرار دادیم...

عصر همون روز باخبر شدیم همون کاندیدا عقد کرده!!

گفتم داداشی همین جور پیش بری تمام لیست کاندیدا از خط خوردگی سیاه میشه!!

توضیحات:

پست به علت پاک شدن غیر عمد بازسازی و از نو نوشته شد!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط نویسنده اصلی  | 

سکوت نه از بي صداييست.
نفس هست و حرف هم.
ناگفته ها و گفته شده ها. شنيده ها و نشنيده ها.
سکوت از نبودن بغض نيست. از بي دردي نيست.
سکوت از عادت نيست. از روزمرگي و فراموش شدگي. از خواب و رخوت و بي حوصلگي. از دلتنگي.


سکوت از فريادهاي در گلو مانده است و نعره هايي که هيچ وقت شنيده نشد
همه چيز هست و گوشي نيست براي شنيدن. جز سکوتي که گاه و بيگاه همدم فريادهايي است که بي خبر و ناخواسته از روزهايي دور ميايد.
از دلتنگيهايي که فراموش شده..
نه انگار.... باز هم حرفي نيست.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 10:8 بعد از ظهر  توسط نویسنده اصلی  | 


جديدا هيچ چيز اين دنيا نميتونه حال من رو بگيره.
هرچند که با هيچ مرام اين دنيا کنار نميام!!!!!.
يه جورايي انگار مطمئن شده ام که نميتونم پا به پاي اين دنيا و چرخيدنهاش بزرگ بشم. !!!!
اما همينکه بزرگ ميشم، بهم غرور ميده .
مطمئن ميشم که براي انجام يه کاري اومده ام که لااقل حتي اگه نميتونم انجامش بدم،
ميتونم براي رسيدن به اون فکر کنم!!!!.


همينکه ميتونم به يه خدا توي يه برگ روي يه شاخه وسط يه جنگل بزرگ فکر کنم و به جاش معناي رشد رو مرور کنم، برام کافيه!!!!!!!.
چندتا جاي دنج و خلوت هم دارم که ميتونم دلم رو غافلگير کنم و گاهي ببرمش هواخوري چندثانيه اي از عمرم رو ، ساکت و آروم به باد بسپرم!!!!.
فقط... کاش ، ايکاشها نبودند.!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط نویسنده اصلی  | 

 

هر روز صبح که از خواب پا میشی باید به فکر کارهای تلنبار شده و درسهای نخوندت باشی که هر از گاهی یه تلنگر بهت می زنن که آهای داره وقت می گذره و تو موندی با

سردرگمی

      و

استرس

استرس این که اگه ۵ دقیقه دیرتر از استاد سر کلاس بری یعنی مساوی نرفتن سر کلاس و بر باد رفتن اون خواب نازی که به زور پاشدی و علاف شدن تا چند ساعت دیگه واسه کلاسه بعدی که بازهم استرست رو چندین برابر می کنه

زندگی مون پر از استرس شده و دیگه خودمون هم عادت کردیم اگه استرس نباشه شاید به زنده بودنمون شک کنیم

ولی وقتی خیلی استرس  داری و سر درگمی و داری درس و مرور می کنه که الانه که استاد وارد شه و ازت درس بپرسه گوشیت زنگ می خوره ...حالا می گی کی هست ؟؟!!یکی از بچه ها که تو محیط دانش فقط در حد سلام علیک هست  بعد از خوش و بش های تعارفی می گه ببخشید می شه اون توری که واسه تحقیقتون درست کردین به من قرض بدین؟؟؟

اوون موقع هست که می خوای طرف و حلق آویز کنی

+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط نویسنده اصلی  | 

 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.
JavaScript Codes