تبليغاتX
-- HATE --
سلام فرزانه جون دوست عزیز و قدیمی. یک سالی باید از تاریخ آشناییمون گذشته باشه یادت می آد که......

بعد از اون آشنایی شوک آور متاسفانه زمونه فرصتی بهم نداد که دوباره در خدمتت باشم بتونم ارادتمو بهت ثابت کنم. مع الوصف سالگرد تولدت بهانه ای شد تا دوباره بتونم یه سری بهت بزنم.میدونم هرگز اون روز به یاد موندی رو فراموش نمی کنی و من از این بابت خیلی به خودم می بالم و خوشحالم .

اینکه بتونی دل یه دختر ترشیده رو شاد کنی ثواب زیادی داره و خودش یه سفر حج محسوب می شه

من تو سالگرد تولدت آرزوی بهترینها رو برات دارم .نگرانم نباش بی شوهر نمی مونی این عقده که بد جوری داره عذابت می ده بلاخره یه خری به واقعیت می رسونتش.

خوب این هم کادوی تولدت با فری دوست احمقت تقسیمش کن...

نوش جونتون...

 

وصف الحال فرزانه خانم ترشیده :

فرزانه با مادرش در رختخواب درد ودل می کرد با چشمی پر آب

گفت مادر حالم اصلا ً خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست

گو چه خاکی را بریزم بر سرم روی دستت باد کردم مادرم

سن من از ۲۳ افزون شده دل میان سینه غرق خون شده

هیچکس مجنون این لیلا نشد شوهری از بهر من پیدا نشد

غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته

مادرش چون حرف دختر را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت

دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن این همه کس خل یکی را تور کن

گفت دختر:مادر محبوب من ای رفیق مهربان و خوب من

گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها

در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و با وقارم هر کجا

کی نگاهی می کنم بریک پسر مغزیابو خورده ام یا مغز خر؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر با قلی و صفدر و ایضا ً صفر

با سه تا شان رفته بودیم سینما بگذریم از ما بقیه ماجرا

یک سری ، هم صحبت قلی شدم او خرم کرد، آخرش عاشق شدم

یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج قلی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد بله

بعد هوتن یار من فرهاد بود البته وسواسی و حساس بود

بعد از این وسواسی پر ادعا شد رفیقم خان داداش المیرا

بعد او هم عاشق مانی شدم بعد مانی عاشق هانی شدم

بعد هانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم

مادرش آمد میان حرف او گفت ساکت شو دگر ای فتنه جو

گرچه من هم در زمان دختری روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آنکه تو را باشد یک پدر دل نمی دادم به هر کس این قدر

خاک عالم بر سرت، خیلی بدی واقعا ً که پوز مادر را زدی!

 


راستی یادم رفت بگم!! درس-ت تمام شد؟ بالاخره یاد گرفتی چطور شخم بزنی؟ 

امسال یه مقدار صدات ضعیفتر از پارسال بود!! صدای قد قد کردن-ت تو کامنتینگ ضعیف بود

آهان یادم نبود 1 سال بزرگتر (کوچکتر) شدی، ترشیده تر شدی....

ما هیچ وقت فراموشت نمی کنیم موقع ر....دن حتما از-ت یاد می کنیم....


+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط نویسنده اصلی  | 

 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
.
JavaScript Codes